تبليغاتX
رامین معیت در شهرمعمار

دوشنبه نوزدهم دی 1390

طراحی معماری

                     طراحی معماری:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                     از ایده تا فرم

Image Detail

پیشرفت فرهنگ معماری نیازمند ارائه ایده‎ها و در حقیقت راه‎حل‎های خلاقانه و نوین می‎باشد. به همین علت بکارگیری صحیح و خلاقانه ایده‎ها مهمترین بخش معماری محسوب می‎شود. طراحی معماری از ایده‎هایی مجرد و ذهنی آغاز می‎شود و سپس به طرح فضای عینی معماری می‎انجامد.

ایده ؛ حاصل دانش، تفکر، آگاهی‎ها و دانسته‎های موجود در ذهن طراح و در ارتباط مستقیم با جهان پیرامون وی است. اطلاعاتی که از جهان بیرون توسط حواس کسب می‎شوند و به ذهن می‎رسند، نقش مهمی در پیدایش ایده ایفا می‎کنند. به همین علت جان لاک می‎گوید: ایده از عملیات ذهن بر محسوسات پدید می‎آید. تمام پدیده‎هایی که در این جهان وجود دارند، از قبیل یک ساختمان، یک فرم طبیعی، یا حتی یک داستان و یک شعر می‎توانند به کاتالیزورهایی برای پرورش ایده در ذهن تبدیل شوند. منابع ایده همه جا در میان اشیاء روزمره زندگی، در طبیعت، درعلوم مختلف، در معماری‎های تاریخی و خصوصاً در برنامه و محیط سایت وجود دارند. اما یک ذهن خلاق و کنجکاو نسبت به اطلاعات موجود در محیط پیرامون است که می‎تواند ایده‎های خلاقانه‎ای را ابداع کند. از این رو جمع‎آوری اطلاعات که در معماری به میزان قابل توجهی بصری هستند و اغلب از مشاهده شرایط محیطی پروژه بدست می‎آیند، نقش مهمی در شکل‎گیری ایده‎های معمارانه دارد.

 

معماری همواره با مسائل مختلفی سروکار دارد و عوامل موثر بر شکل‎گیری پروژه بی‎شمارند. در این میان کار اصلی معمار یافتن جوهر منحصر بفرد و مسأله اصلی هر پروژه و پاسخگویی به آن با یک ایده قوی است. از این طریق است که ایده تولید می‎شود.

طبیعی است که در آغاز کار یا در ضمن طراحی به علت تعدد مسائل پیش روی معمار، ایده‎های فراوانی شکل بگیرند. در اینجا نقش معمار اولویت‎بندی ایده‎ها براساس اصلی‎ترین مسائل و پالایش و تلفیق ایده‎های خرد و کلان برای رسیدن به ساختاری منسجم است. در ضمن در مرحله طراحی جزئیات پروژه نیز می‎توان از ایده‎های متناسب با کلیت و اجزاء طرح استفاده کرد.

 

با اینکه داشتن ایده‎های قوی در معماری حائز اهمیت است، اما تنها داشتن ایده‎های خوب و خلاقانه برای رسیدن به یک معماری مطلوب کافی نیست. یک ایده معمارانه خوب علاوه بر نوآورانه بودن باید از قابلیت‎های دیگری برخوردار باشد تا در نهایت یک معماری مطلوب و ماندگار از این ایده حاصل ‎شود.

 از آنجا که معماری هنری کاربردی است و ما در معماری می‎خواهیم به نتیجه‎ای ملموس دست یابیم، باید این توانایی را داشته باشیم که از ایده که از شناخته‎های ما بصورت مجرد و خالص استخراج شده است، به یک محصول و یا فرایندی برای تولید محصول معماری برسیم. علی‎رغم اهمیت فوق‎العاده زیاد ایده‎های معمارانه، توجه صرف به ایده‎پردازی در طراحی معماری و غفلت از سایر جنبه‎های معماری همچون فرم می‎تواند آثاری با ایده‎های قوی را به تدریج به ورطه فراموشی بسپارد، زیرا در طول زمان معانی اولیه فراموش می‎شوند و آنچه می‎ماند فرم است.

 

ایده پس از شکل‎گیری در ذهن طراح باید با طی مسیر لازم به فرم تبدیل شود. از این رو چگونگی استخراج ایده از مقولات شناخته شده و پدیده‎های اطراف و همچنین تبدیل آن به فرم معماری حائز اهمیت است، زیرا تبدیل مستقیم چیزهایی که کنجکاوی ما را جلب کرده‎اند، به معماری ناممکن و بعضاً امری سطحی و پیش پا افتاده است. مسأله عمده در فرایند طراحی شناسایی مشخصه‎های اصلی پدیده‎هایی است که معمار آنها را به عنوان منابع خلق ایده‎های معمارانه در نظر گرفته است. ذهن کنجکاو عصاره یا ویژگی مهم آن چیزهایی را که با حواس شناخته است، استخراج و سپس آن را با استفاده از استراتژی مشخص به فرم تبدیل می‎کند.

 

تبدیل ایده به فرم یکی از مهمترین بخش‎های طراحی معماری است. همان قدر که در معماری داشتن ایده مهم است، گذر از مرحله ایده به فرم نیز اهمیت دارد. حساس‎ترین و تعیین‎کننده‎ترین مسأله در آغاز طراحی تبدیل ایده‎های اصلی و محوری پروژه به ساختاری دارای شکل می‎باشد. ایده در مرحله آغازین ممکن است فکر خالص باشد و با عناصر شناخته شده غیرمعماری تصور گردد، و سپس به ایده معمارانه و دست آخر به ایده فرمال تبدیل ‎شود. ایده فرمال نیز با خود فرم متفاوت است، زیرا ایده‎ها می‎توانند به صور مختلف متبلور شوند. تبلور پیش از آنکه با فرم تعیین شود، با استراتژی طراحی تعیین می‎شود. در نتیجه ممکن است یک ایده یکسان با اتخاذ استراتژی‎های طراحی متفاوت به دو طرح مختلف بیانجامد. از این رو می‎توان گفت ایده‎ها مصالح طراحی هستند و فرمها تبلور فرایند تولید.

 

تبدیل ایده به فرم در گرو دو شرط اصلی است: قابلیت شکل‎زایی ایده‎های نخستین و مهارت و دانش طراح در رابطه با تبدیل ایده به فرم. نکته مهم در تبدیل ایده به فرم قابلیت شکل‎زایی ایده است و البته این قابلیت چیزی نیست که به خودی خود وجود داشته باشد. قابلیت شکل‎زایی هم به منبع ایده مربوط است و هم به ذهنیت طراح. ذهنی خلاق است که ورای ظاهر پیش پاافتاده یا گنگ مسائل مورد مطالعه و پدیده‎های روزمره می‎تواند قابلیت‎های شکل‎زایی را شناسایی کند.

 آنچه از معماری بجا می‎ماند و با کاربر فضا ارتباط برقرار می‎کند، فرم است و نه ایده. اما امروزه بسیاری از آثار مهم بیش از آنکه به زیبایی‎شناسی و پردازش فرم توجه داشته باشند، به نشان دادن ایده معماری می‎پردازند و به همین جهت گاه خشک و شماتیک به نظر می‎رسند. در این گونه آثار فرم در خدمت ایده و دیاگرامی برای نمایش آن است. تجربه ناموفق این معماری‎ها نشان می‎دهد که در طراحی معماری توجه به ایده و فرم در کنار هم می‎تواند به خلق آثار درخشان و ماندگار منجر شود.

 آفرینش معماری

 

 

معماری به مفهوم اصیل آن با وظیفه دشوار ساختن چیزی که از قبل وجود ندارد، درگیر است. به بیان بهتر معماری نوعی آفرینش محسوب می‎شود که به هیچ عنوان تقلید را نمی‎پذیرد. آفرینش چشمه جوشان هنرهاست و آثار بزرگ هنری در پرتو نور آفرینش‎گری خالقان خود پا به عرصه وجود نهاده‎اند. بواسطه آفرینش است که اثری بدیع و جدید در حوزه هنر و معماری زاده می‎شود و موجبات ارتقای وضع موجود را فراهم می‎آورد.

 هر عمل تازه‎ای در ساختن چیزی در مقوله آفرینش قرار می‎گیرد، خواه محصول آن زیبا باشد یا نازیبا. آفرینندگی در هنر و معماری بر نوعی از فعالیت اشاره دارد که به منظور ایجاد یک طرح جهت پیدا می‎کند. اما واضح است که این فعالیت به تنهایی طرح محسوب نمی‎شود، زیرا طراحی متضمن ابتکار می‎باشد و بدون ابتکار طراحی غیر ممکن است. در كنار ساير عوامل مؤثر بر شکل‎گیری معماری، نمي‌توان نقش ابداع و خلاقيت هنرمند را در شكل دادن به هرگونه اثر هنري و از جمله آثار معماري ناديده گرفت، زیرا نیروی هنرورانه ذهن آدمی نیرویی زاینده است و همین زایش و خلاقیت وجودی آدمی است که تاریخ هنر را شکل داده است. آفرينش هنري نیز در مرحله نهايي توسط هنرمند تحقق مي‌يابد و اوست كه بازتاب و تأثير عوامل گوناگون را در معماري به نمایش می‎گذارد.

 

کار معمار به عنوان یک شخصیت آفریننده طی طریق در طول یک فرایند مستمر آفرینش هنری است، فرایندی که از یک انگیزه اصلی که خود چکیده یک سلسله انگیزه‎های دیگر است آغاز و به ایجاد طرح نهایی می‎انجامد. طراح چیزی را از چیزی بوجود نمی‎آورد، بلکه او چیزی نو خلق می‎کند و در این راه از قدرت تخیل خود کمک می‎گیرد. بنابراین غیر ممکن است که یک طرح را از پیش بتوان شناخت و یا قانونی برای نحوه طراحی وضع نمود.

 آفرینش کار خداست و چون انسان آفریده اوست، قادر به آفرینش می‎باشد. یگانه معمار هستی با دمیدن روح آفریننده خویش در کالبد انسان او را جانشین خود بر روی زمین قرار داد. همان گونه که خداوند با دمیدن روح خلاقه خود در جسم بی جان آدمی را می‎آفریند، انسان نیز در مقام جانشین وی با دمیدن روح خلاقه خود در کالبد مواد خام و بی‎جان به آنها زندگی می‎بخشد و بدین سان هنر از انسان زاییده می‎شود. بدین ترتیب خداوند و آدمی دو حد مقوله آفرینش به شمار می‎روند که در هر آفرینش بایستی به این دو حد توجه نمود و در آنها تفکر کرد.

 هرچند مطالب یاد شده در نگاه اول ممکن است بدیهی و ساده به نظر برسند، اما تعمق بیشتر در مفهوم آفرینش ما را از وظیفه خطیر و نقش اساسی یک معمار در آفرینش فضاهای معماری آگاه می‎سازد. با اینکه دانش ما در مورد نیروی خلاقه ذهن بسیار کم است، اما به جرأت می‎توان گفت که این نیرو در عرصه‎های آفرینش حد و مرزی نمی‎شناسد و همچنان در طریق آفرینندگی گام برخواهد داشت و عرصه‎های جدیدی را در برابر دیدگان بشر خواهد گشود.

  http://www.archibase.ir/post-127.aspx    

نوشته شده توسط رامین معیت در 2:51 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم آبان 1390

...

از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند...!
نوشته شده توسط رامین معیت در 0:45 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هشتم شهریور 1390

eyde fetr اس ام اس عید سعید فطر 

عید فطر.. عید پایان یافتن رمضان نیست.. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است.. چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می شود. رمضان کوره ایی است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نوبا جانی تازه از آن سر بر می آورد. فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است. بناست که رمضان با سحرهاوافطارهایش.. با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد. اگر درعید فطر درنیابیم که از نو متولد شده ایم.. اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم.. عید فطر عید ما نیست.

نوشته شده توسط رامین معیت در 23:9 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و هفتم اسفند 1389

تبریک عید

هر عید باید خانه دل را معماری کرد .خوشا آنان که معمار خانه دلش خدا باشد .

نوشته شده توسط رامین معیت در 23:12 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389

ببخشید خانوم ...... شما خدایید ؟!!!!

در يك غروب سرد كريسمس، پسر بچه اي شش هفت ساله، بدون كفش، با لباس هايي كهنه پشت شيشه مغازه اي ايستاده بود و داخل آن را تماشا مي كرد. خانم جواني از آن جا عبور مي كرد، پسر بچه را ديد و انگار همه ي حرف هاي دل و آرزوهاي او را از چشم هاي آبي و پرفروغ و پر اشتياقش خواند. دست پسرك را گرفت و با هم وارد مغازه شدند، برايش يك جفت كفش و يك دست لباس گرم و نرم خريد. وقتي به خيابان برگشتند، زن جوان به پسر بچه گفت: «حالا ديگه مي توني بري خونه و حسابي از تعطيلات لذت ببري»!
پسر كوچولو به او نگاه كرد و پرسيد: «ببخشید خانوم شما خدايين ؟»
خانم جوان لبخندي زد و گفت: «نه عزيزم، من فقط يكي از فرزندان او هستم».
پسر كوچولو دوباره گفت: « مي دونستم كه شما بايد اقوام خدا باشيد». 

 آن چه مسلم است، سلامتي و پول، لوازم خوشبختي هستند، اما همه ي خوشبختي نيستند.
«اگر مي خواهي خوشبخت شوي براي خوشبختي ديگران بكوش».
در اين روزهاي سرد زمستاني به خاطر بسپاريم آن قدر به خودمان و آرزوهايمان مشغول نشويم كه نسبت به دنياي اطرافمان غافل شويم!
نوشته شده توسط رامین معیت در 17:41 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389

گنجشک با خدا قهر بود

گنجشک با خدا قهر بود…….روزها گذشت و گنجشگ با خدا هيچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا مي گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت: مي آيد ؛ من تنها گوشي هستم که غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي هستم که دردهايش را در خود نگاه ميدارد…..
و سرانجام گنجشک روي شاخه اي از درخت دنيا نشست. فرشتگان چشم به لب هايش دوختند، گنجشک هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگيني سينه توست.

گنجشک گفت : لانه کوچکي داشتم، آرامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي کسي ام. تو همان را هم از من گرفتي. اين طوفان بي موقع چه بود؟ چه مي خواستي؟ لانه محقرم کجاي دنيا را گرفت ه بود؟ و سنگيني بغضي راه کلامش بست.

سکوتي در عرش طنين انداخت فرشتگان همه سر به زير انداختند. خدا گفت:ماري در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمين مار پر گشودي.
گنجشگ خيره در خدائيِ خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسيار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمني ام برخاستي! اشک در ديدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چيزي درونش فرو ريخت …
هاي هاي گريه هايش ملکوت خدا را پر کرد …

نوشته شده توسط رامین معیت در 23:44 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پنجم اسفند 1389

منابع ارشد

 

مواد امتحانی و ضرایب کنکور کارشناسی ارشد گرایش مدیریت پروژه:
1.زبان عمومی و تخصصی - ضریب 2
2. ایستایی و فن ساختمان - ضریب2
3. مدیریت و تشکیلات کارگاهی - ضریب 4
4. مواد و مصالح - ضریب 2

 

منابع کنکور کارشناسی ارشد  گرایش مدیریت پروژه (نام کتاب-نام مولف-نام مترجم )

مصالح ساختمانی:
1. مشخصات فنی و عمومی ساختمان - نشریه 55
2. مبحث 9 مقررات ملی ساختمان - بتن
3. مبحث 5 مقررات ملی ساختمان - مصالح
4. تست مصالح نظام مهندسی
5. تست مصالح آزمون های کاردانی به کارشناسی
سازه:
1. سازه در معماری - دکتر گلابچی
2. درک رفتار سازه ها - دکتر گلابچی
3. سیستم های ساختمانی - هنریش انگل
4. سیستم های ساختمانی آینده - دکتر گلابچی
5. معمار+مهندس=ساختار - دکتر گلابچی
6. سازه و معماری - وحید تقی یاری،حمید حسینی مردی
7. رفتار و طراحی سازه ساختمان های بلند(مبحث برج ها) - تالیف دکتر فریبرز ناطق نوری
8. آیین نامه 2800 زلزله
9. مبحث 6 مقررات ملی ساختمان
10. تحلیل سازه ها ( 4 فصل اول) - شاپور طاحونی
مدیریت و تشکیلات کارگاهی:
1. مدیریت و کنترل پروژه - حاج شیر محمدی
2. مدیریت و کنترل پروژه - نادری پور
3. مدیریت و کنترل پروژه - گلشنی
4. برنامه ریزی شبکه ای - محمد تقی بانکی
5. روش ها و مدیریت کارهای ساختمانی - محمد تقی بانکی
6. مدیریت پروژه های عمرانی - امیر لطفی
7. شرایط عمومی پیمان
8. مدیریت پروژه های ساختمانی(مبحث مشاجره کارفرما و پیمانکار، قرار دادها) - محمد تقی بانکی
9. مدیریت پروژه های ساختمانی - محمد رضا موسویان
10. فهرست بها ابنیه
زبان عمومی و تخصصی :
۱. کتاب ۵۰۴ لغت
۲. تستهای زبان عمومی کنکور سایر رشته ها
۳. کتاب زبان تخصصی ( ویژه دانشجویان معماری )، دکتر حسن رستگارپور
۴. فرهنگ تصویری معماری

 

عناوین دروس دوره ارشد مدیریت پروژه و ساخت
رشته :‌ مدیریت پروژه و ساخت دانشگاه تربیت مدرس

شماره درس نام درس و تعداد واحد

7570711001 نظریه‌های مدیریت پروژه 2
7570711002 روشهای مدیریت پروژه 1 2
7570711003 روشهای مدیریت پروژه 2 2
7570711004 تحقیق در عملیات و روشهای کمی 3
7570711005 مدیریت مالی پروژه 2
7570711006 مدیریت مواد و مصالح 2
7570711007 پروژه‌های موردی مدیریت 1 2
7570711008 پروژه‌های موردی مدیریت 2 2
7570711009 سمینار 2
7570712004 سیستم‌های اطلاعات مدیریت 2
7570712005 مدیریت ارزش 2
7570712006 کامپیوتر در مدیریت پروژه 2
7570712008 سیستم‌های تأسیسات ساختمان 2
7570712009 قوانین و مدیریت پیمان 2
7570712007 زبان تخصصی 2
7570711010 پایان نامه 4

نوشته شده توسط رامین معیت در 17:40 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389

به اطلاع دوستان برسد

آزمون ورود به حرفه مهندسان (پایه۳) برای متقاضیان اخذ پروانه اشتتغال به کار مهندسی و همچنین آزمون حرفه ای کاردانهای فنی ساختمان(پایه های ۱و۲و۳)در تاریخ های ۵و۶ اسفند۸۹ برگزار میشود.ثبت نام این آزمون از تاریخ۱۳/۹/۸۹ آغاز و تا تاریخ ۱۹/۱۰/۸۹ ادامه خواهد داشت.

نوشته شده توسط رامین معیت در 10:24 |  لینک ثابت   • 

شنبه سیزدهم شهریور 1389

فرم وعملکرد - ریتم موسیقی فضا

 
هماهنگی فرم و عملکرد
فرم به خودی خود و به تنهایی، زیبایی یا زشتی ندارد. همین طور هم فونکسیون (عملکرد) یک مفهوم ذهنی است و به انسان تعلق دارد نه به مصرف کننده آنها. ما وسیله های طبیعت را برای ارضاء نیازهایمان به کار می بریم . وقتی که یک عملکرد (نیاز) به وسیله فرم مناسب و مقتضی ارضاء می شود زیبایی حاصل می آید.گرسنگی یک نیاز است (یک عملکرد است ). نان یک فرم است (یک وسیله است ). پس نان برای گرسنه زیباست . لذا مفهوم زیبایی ارزش ثابت و پایداری ندارد و برحسب شرایط تغییر می کند.فرم که جنبه وسیله و ابزار دارد می تواند به عنوان یک مقیاس «عینی » برای اندازه گیری نیازهای ما که «ذهنی » هستند به کارگرفته شود. به موجب این فرضیه، نیازهای ذهنی و جنبه های ذهنی کار ما «معماری » تا حد زیادی قابل اندازه گیری می شود. نان مقیاسی است برای اندازه گیری گرسنگی . پس در فضای معماری فرم چنان تأثیر نیرومند و قاطعی بر عملکردها دارد که عملا" عملکرد را محدود و مشروط می کند. همین طور زیبایی را. در خانه های سنتی ایرانی، فرم که با تغییر فصل تغییر می کند، مستقیما" در دو بخش تابستان نشین و زمستان نشین ساخته شده است و در این آب و هوا پنجره افقی کشیده در نما هرگز زیبا نیست .
نور و حرکت
با توجه به این که نور یک عامل ضروری (به استناد شواهد تجربی ) برای پیدایش موجودات زنده است، لذا با یک دید روانشناسانه می توان آن را قوه حرکت، در ارگانیسم زنده دانست . پس می توان گفت «نور» پیام ارگانیکی حرکت است . این نقش، ذاتی است .

نور مؤید و مشوق حرکت است و فقدان آن یعنی تاریکی، نشان از دعوتی است به سکون . به این ترتیب نور زیباست، وقتی که اشتیاق برای حرکت باشد و همین طور ناخوشایند است وقتی میل به سکون باشد، و تاریکی زیباست وقتی نیاز به آرامش باشد و به همان اندازه نازیباست که میل به فعالیت و حرکت باشد.

ریتم موسیقی فضا
مصداق مفاهیم وحدت و کثرت را در مورد فراگردهای گسترشی جهان (منجمله در مورد روند حرکت انسان پیاده در فضا) می توان بررسی کرد. حرکت انسان مانند هر فراگیرد دیگر، به صورت کل یا مجموعه پویشی است که از تکرار یک واحد (قدم ) به صورت کثرت (قدم ها) شکل می گیرد. به بیان دیگر فراگرد حرکت یعنی قدم زدن، مبین کثرتی است، متکی بر واحدی جزیی چون قدم .هر گونه پویشی مانند این که از تکرار واحدی در بطن زمان شکل بگیرد، متضمن تصور «ریتم » یا پریود است (چه در موسیقی و چه در هر پویش و گسترشی که بر مبنای تکرار واحد استوار باشد) در این مورد نظریه ای وجود دارد که موسیقی و آواز، اولین بار بر اساس ریتم کار دست جمعی به وجود آمده است . ا. ح . آریان پور در کتاب خود «جامعه شناسی هنر» چنین می نویسد: «... گروهی به کار دست می زنند، از آن میان یکی به تناسب حرکت کار، برای خود زمزمه می کند چون این گروه در کار - از هماهنگی و همکاری برخوردارند، زمزمه او توجه دیگران را به خود می کشد... سپس دیگران با حرکات بدن و صدای خود او را همراهی می کنند. به این طریق زمینه یک آهنگ، یک شعر و یک رقص فراهم می آید و بر اثر تکرار، تصحیح و تثبیت می شود.....».به این ترتیب ما ریتم هایی از جنبش های «بیانی » مختلف داریم . (از جنس حسی، بصری، صوتی و غیره ) این ریتم ها می توانند با یکدیگر تلفیق شوند. یعنی بر یکدیگر و بر حرکات عملی انسان منطبق گردند و به عنوان تنظیم کننده و رهبری کننده حرکات عمل نمایند.تأثیر هماهنگ شده عوامل مختلف چون نور و صدا، و غیره می تواند با حرکات عملی، تلفیق شده و موجب پیدایش احساس زیبا در شخص گردد. در یک بیان معمارانه، فواصل منظم سایه و روشن فضا می تواند با «ریتم مشخص » بر حرکات انسان در فضا منطبق شود.این انطباق، منظم کننده و رهبری کننده آن حرکات در فضا است . به عنوان مثال از یک حرکت «ریتمیک» متشکل از نور و تاریکی در رابطه با حرکت انسان، می توانیم قدم زدن در کنار یک ردیف ستون، یک ردیف درخت، ردیف نورگیری های سقفی یا معبری که در شب با چراغ به فواصل معین روشن شده را تصور کنیم . همین طور تعدادی دهنه های ثابت قوس ها وگنبدها که باعث ایجاد یک جریان متناوب فضایی می شوند.این تعبیری است از در برگرفتن موسیقی در معماری به اتکاء ادراکی از مفهوم موسیقی «ریتم فضا».
نوشته شده توسط رامین معیت در 17:48 |  لینک ثابت   • 

جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389

دکتر شریعتی

:«کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آورتر بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت
!... چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم و تازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران ابراز انزجار می کند که در خودش وجود دارد

نوشته شده توسط رامین معیت در 21:59 |  لینک ثابت   •